دخترک بی هوا داشت فریاد میزد
رو شیشه میکوبید و یواش داد میزد
آقا یه فال میخری
خانم تورو خدا
خواهش میکنم
فقط یه فال
پشت یه چراغ قرمز ، مونده بود دختری تنها
دست خالیش پر فال بود ، سر خط کشی چار را
روی انعکاس عکسش ، روی شیشه ها میکوبید
وقت موندنش یه کم بود ، واسه پس گیری تهدید
آی آدما نگا کنید ، آخه اسیر ماتمم
درون این شهر غریب ، منم شبیه آدمم
گناه من چیه بگید ، که اینجوری دارید میرید
معنی آدمی چیه ، که دستمو نمیگیرید
تکلیف من مثل منو ، کی میدونه آی آدما
چرا باید حروم بشیم ، ما بچه ها بین شما
تورو خدا نگام کنید ، من که عروسک نمیخوام
وقتی به زور تو کوچه هام ، تو حسرت مامان بابام
چراغه سبز شده ولی ، غصه ی فردا مال ماست
میخوام برم پیش خدا ، فقط بگید خدا کجاست








